‌سه‌ره‌تا | ئێمه‌ | ئه‌رشیف | په‌یوه‌ندی
وه‌شانی نوێی ماڵپه‌ڕی به‌یانت پێ چۆنه‌؟ له‌ به‌شی راپرسی ده‌نگ بده‌    وه‌شانی نوێی ماڵپه‌ڕی به‌یانت پێ چۆنه‌؟ له‌ به‌شی راپرسی ده‌نگ بده‌    
دیدار
رامبود لوتفپووری: ئه‌م جودا بوونه‌وه‌یه ‌به‌رهه‌می هه‌ڵه‌، ده‌سه‌ڵاتخوازی، هه‌ڵاواردن و لۆژیکی خودی بوو
جه‌لیل گادانی: مه‌لا مسته‌فا به‌ په‌یکه‌که‌ی وتووه‌ که‌ به‌ پێشه‌وا بڵێ ئه‌گه‌ر قایل بێت ده‌توانین له‌ به‌ندیخانه‌دا بیفڕێنین
قاسملوو پێشوازیكردنی پێشەوا لە هومایوونی بەهەڵەی سیاسی دەزانی
مسته‌فا هیجری: ئه‌و هاوڕێیانه‌ی پێشوومان ئه‌گه‌ر باوه‌ڕیان به‌ یه‌كگرتوویی‌‌و پێكه‌وه‌ كاركردن بوایه‌ جیا نه‌ده‌بوونه‌وه‌
سابات
با برۆین
په خشانیک بو سیداره
له شوێنێک به نێوی کوردستان
شاعیر ده‌بێ شێت بێت
زووم
بیرەوەری زیندانییەك لەگەڵ عەلی خامنەیی لەسەردەمی شا دا
باوكێكی سه‌قزی كچه‌كه‌ی به پووڵ فرۆشت!
لاوێک له‌زیندانی بنه‌ماڵه‌كه‌یدا پیر بوو
ئه‌گه‌ر زیندانی ئه‌حداس رامانگرێ تا ده‌مرین مێوانی ده‌بین
لێره‌ و له‌وێ
به‌یان: من کچێکی کوردم
په‌یامی کومیته‌ی ناوه‌ندیی رێکخراوی خه‌بات،ی شۆڕشگێڕی کوردستان
یادی 30 ساڵه‌ی تاوانی قاڕنێ و قه‌ڵاتان و ئیندرقاش
حزب و ڕێکخراوه‌کان
عرفان قانعی فرد: کدام جنبش؟ من دنبال خیال خام حکومت کردی نیستم
4 / 2 / 2010

ناصر شيخ الاسلامي

 

 خبرگزاري ها و پايگاه هاي خبري ايران در روزهاي گذشته به نقل از ‌ روزنامه‌های منطقه‌ کردستان عراق، لایحه‌ جدید بودجه‌ این منطقه‌ را منتشر کردند که در بخشی از آن به‌ بررسی بودجه‌‌ای که‌ دولت به‌ احزاب سیاسی کردستان به طور ماهیانه‌ اختصاص می‌دهد، پرداخته‌ شده‌ است. و این گزارش ها واكنش هاي گوناگوني هم در ايران و متقابلا در اقليم كردستان به دنبال داشت.

در این باره با یکی از محققان جوان تاریخ کردستان – عرفان قانعی فرد -  گفتگوئی انجام داده ام کسی است که علاوه بر کتاب تحقیقی پس از ۶۰ سال ( زندگی جلال طالبانی ) از وی مجموعه مقالات زیادی در رسانه های داخل در زمینه سیاست کردها منتشر شده اند و  کتاب " سیاست کردها در خاورمیانه " نوشته پرفسور نادر انتصار به قلم وی ترجمه شده است که در چند روز آتی توزیع آن آغاز خواهد شد.

 

چرا حکومت خودگردان منطقه‌ کردستان عراق، پناهگاه گروه هایی شده است که از نظر حکومت ایران مطلوب نیستند ؟ آیا پس از انقلاب ایران شروع شد ؟

 

در دهه چهل که شاه و ساواک در عراق قصد داشتند کودتایی ضد عبدالکریم قاسم انجام بدهند، ایران از بازی کارت کردها استفاده کرد و بنا به توصیه ساواک، مصطفی بارزانی حرکت عشایر ضد حکومت را مصادره به مطلوب کرد و برای جذب توده عوام و مشتاق هویت کردی، آن را جنبش ملی کرد در عراق نامید اما صرفا بازی ساواک بود و ساواک به آنها کمک مالی و تسلیحاتی مشروط کرد که در نواحی کردنشین ایران دخالتی نداشته باشند و صرفا در جهت پیشبرد امور خود در کردستان عراق تمرکز داشته باشند. گرچه حزب دمکرات کردستان عراق را نماینده روس ها در ۱۹۴۶ تاسیس کرده بود اما از ۱۹۵۹ به بعد ساواک ایران و از ۱۹۶۷ به بعد اسرائیل در آن نفوذ گسترده ای داشت و حتی برای نخستین بار در تاریخ معاصر کردی، در آن مرکز اطلاعات و امنیت پایه ریزی کردند .

عملکرد افراطی ارتش موجب شده بود که حزب دمکرات کردستان ایران – به سخنگویی قاضی محمد – از بین برود و گروهی باقی مانده – منتسب به هوادارن وی - به کردستان عراق و سوریه پناه ببرند و این گروه از ۱۹۵۹ به بعد – ۱۳۳۸ – گروهی زیر چتر بارزانی ارتزاق میکردند که خود را کردستان ایران و نماینده کردهای ایران می نامیدند در حالی که در آن ایام کردها در ایران در سطوح مختلف اداری و نظامی حکومت دارای مشاغل بودند. پس می توان گفت که پناه گرفتن کردهای ایران در عراق سابقه تاریخی ۵۰ ساله دارد. و البته بارزانی توصیه اکید ساواک را گوش می داد و نمی گذاشت که کردهای ایران کمترین حرکتی در جهت مخالف حکومت ایران داشته باشند مثلا سبب اصلی اخراج قاسملو از عراق شد و در ۱۹۶۷ به ترور فعالان سیاسی کرد ایران پرداخت و جنازه معینی را هم ساواک تحویل داد.

 

دردوران انقلاب اسلامی، کردستان دارای دو گروه مسلح با شناسنامه های حزب دمکرات کردستان و کومله شدند و آنها پس از عدم درک سیاست حکومت و تعامل نداشتن با دولت موقت، به عراق رفتند و به همکاری با حزب بعث پرداختند و حزب آقای طالبانی حتی در جنگ این گروه های مسلح علیه جمهوری اسلامی ایران، پشتیبانی و حمایت کردند که تا سال   ۱۹۸۵ - ۱۳۶۴ ادامه داشت.

 

سبب اصلی این کمک و حمایت کردهای عراق از نیروهای کرد اپوزیسیون ایرانی را چه رهیافتی می توان نامید ؟

بعضی از افراد درون حزب اتحادیه میهنی - به عنوان یکی از احزاب اصلی سنتی کردستان عراق -  معتقدند که این حمایت از حرکت ملی کردها است و از نظر سیاسی و یا پرنسیب محلی، فیگور مناسبی است. اما این احتمال جدی هم هست که از طرف حکومت ثالث این کمک ها به انان پرداخت می شود. و گرنه خود به میزان توانایی و استحقاق این گروه مضمحل و دارای عدم نفوذ در منطقه، آشنایی دارند. اما ناگفته نماند که در دوران ۲-۳ سال قبل از انقلاب ایران ، بعضی از افراد کومله به حزب تازه تاسیس اتحادیه میهنی کردستان عراق کمک هایی می رساندند.

 

شما اشاره کرده اید که اتحادیه میهنی این کمک را می کند ، پس حزب پارت دمکرات آقای بارزانی چه نقشی دارد ؟

 

این حزب رابطه چندان خوبی با گروه های ایرانی نداشته و شواهد و قراین حاکی از آن است که هنوز هم ندارد و حتی در پاکسازی منطقه و باز پس گیری بعضی از مناطق استان کردستان و آذربایجان غربی در سال ۱۳۵۸ - ۱۳۵۹ با نیروهای ارتش و  سپاه پاسداران همکاری داشتند و باوری به حرکت سیاسی گروه های کرد ایران نداشتند و حتی در سیاست خارجی خود در منطقه این مساله را رعایت کرده اند.

 

جمهوری اسلامی ایران شاید اگر این مساله را با احزاب کرد عراقی مطرح نکرده دلیل بر عدم آگاهی بر اوضاع داخلی کردستان عراق بوده  ؟

 

خیر! جمهوری اسلامی ایران در طی سالهای جنگ با عراق ، همواره در مذاکرات خود از احزاب کرد عراقی خواسته است که با منافقین – مجاهدین خلق – همکاری نداشته باشند اما هیچ وقت گروه های مسلح کرد زیر تسلط منطقه اتحادیه میهنی کردستان را جدی نگرفتند که احساس خطری جدی از آنها داشته باشند . مثلا در دورانی که نمایندگان سپاه در کنار مقر اتحادیه میهنی کردستان ایران سرگرم طراحی حمله نظامی به تاسیسات کرکوک بودند، هر روز قاسملو و شیخ عزالدین حسینی و نیروهای آنها  را دیده اند و اگر قصد واکنشی سریع بود که این مساله انجام می شد و نیازی به تحمل هزینه سیاسی نبود.

کردهای عراق در حزب اتحادیه میهنی و حتی سوسیالیست در دوران حمله شیمیایی عراق به کردستان ، نیروهای مسلح این دو گروه را از داخل خاک ایران نجات دادند و آقایان محسن رضایی، جعفری، ذوالقدر و شمخانی از اتحادیه میهنی گله کردند ؛ اما این پاسخ را شنیدند که " ما کردها علیه کردهای دیگر، شلیک نخواهیم کرد و این کمکی انسانی بود.

 

اما در سال های بعد که حمله نظامی شد، نشانه جدی گرفتن بود.

 

کاملا برعکس ! حتی بعضی از نیروهای این دو گروه مسلح، در قالب کادرهای احزاب کردستان عراق در بهترین بیمارستان های داخلی ایران تحت مداوا قرار گرفتند و اگر بگوییم اطلاعات و امنیت سپاه یا وزارت اطلاعات ایران نا آگاه بوده است، امری خنده دار است. یا وقتی که با دخالت اتحادیه میهنی کردستان عراق در دوران پس از جنگ تحمیلی با گروه های مسلح کرد ایرانی ، سپاه پاسدارن قرار داد امضا می کند که علیه ایران عملیات نظامی انجام ندهند و این موضوع بهترین نشانه است بر اینکه آنها را دعوت به دیپلماسی کرده است تا به هویت خودشان باور کنند که با یک دولت و حکومت طرف شده اند اما خودشان هویتی را جدی نگرفتند و حتی در وصیت نامه آیت الله خمینی اسم شان درج شد که دوباره به آب و خاک ایران بازگردند و وقتی قاسملو گفتگو را پذیرفت همین دو گروه ، اعلامیه هایی منتشر کردند و انواع تهمت ها را برای وی استفاده کردند که گفتگو، یعنی سازش. اما مثلا در دهه ۹۰ گروه کومله هم در منزل آقای طالبانی در سوریه به مذاکره می نشیند و تقاضای آشتی فرهنگی می کند و یا اینکه از ریاست جمهوری خاتمی دفاع کنند اما نزاع های درون گروهی خودشان موجب اضمحلال جدیت هویتی خودشان شده است و ارتباطی به حکومت ندارد.

 

خوب ، اینها خواسته هایی کردها را بیان می کنند .

 

مساله زبان و فرهنگ کردی و به رسمیت شناختن هویت زبانی و فرهنگ شناختی ، ارتباطی به استفاده ابزاری آن ها ندارد. آنها در عرصه سیاست و دیپلماسی حرکت خود را باید داشته باشند وگرنه اهل فرهنگ در منطقه کردنشین که به رشد فرهنگی خود، تلاش  داشته اند و این افراد زبان حال جامعه کردها نیستند بلکه یک سازمان یا موسسه سیاسی هستند. هویت فرهنگی کردستان را اهل فرهنگ برعهده دارند. در دیدارم با برژیسنکی ، پس از سخنانم باور نداشت که کردهای ایران ، روزنامه ، رادیو، دانشگاه، کتاب ، نماینده پارلمان و .... داشته باشند.

 

اما حکومت ایران همواره معتقد است که این دو گروه ضد انقلاب ایرانی ـ در شمال عراق فعالیت می‌کنند و حتی افرادی را عنوان هواداری از آنان به اعدام محکوم می کنند .

 

ببینید در سیاست کلی جمهوری اسلامی ایران، برای گروه های خارج نشین که نفوذی در داخل جامعه ندارند ارزش و اعتباری قایل نیستند و در اکثر کشورها هم این موضوع صدق دارد و معمولا مخالف حاضر در داخل جامعه  و همراه با روند اجتماعی و سیاسی را جدی می گیرند نه کسی که در کنار بعث همکاری بکند. آن هم بعث به عنوان دشمنی که تمامیت ارضی و منافع ملی ایران را با خطر روبرو کرد. گروه هایی مسلح که در داخل مردم روشنفکر و آگاه پایگاهی ندارند و فقط با یک سری ارزش های تاریخی سعی در تعصب داشتن و اصرار بر آرمانی موهوم و فریب نسل جوان دارد، چه تاثیری یا نفوذی واقعی و عینی دارند ؟

این سخن تلخ است اما واقعی است که دیگر در سیاست داخلی منطقه کردنشین، محلی از اعراب ندارند و سلاح داشتن فعلی آنها، نوعی تظاهر است. و علاوه بر داشتن قرارداد با جمهوری اسلامی ایران با حکومت اقلیم هم قرارداد عدم استفاده از خاک آنجا علیه مصالح ایران را دارند. پس برای بقای خودشان نمی توانند کاری را انجام بدهند و معارض مسلح هم در همین واشنگتن ، محاکمه و مجازات خواهد شد.

 

یعنی واقعا برای حکومت ایران، این چند گروه مسلح به عنوان خطر مطرح نیستند ؟ برای غرب هم قابلیت ارزشی ندارند ؟

انشقاق پی در پی نشانه اضمحلال آنهاست. در دوران بوش یکی از گروه های دمکرات،  نامه نوشت که حمله به ایران بهترین راه است ! کومله هم راهی در میان آمریکایی ها می جست که بودجه ای برای یک سری عملیات در داخل خاک ایران دریافت بکند. همواره به خاطر این که  خطر بالقوه  ابزار دست حکومت خارجی شدن را دارند، قابل بررسی اند و این تفکر براندازی آن ها، خانمان سوز است. و البته گروه غیر جدی دیگری هم هست – پژاک – که سعی در توسعه ترور و نا آرامی در نوار مرزی دارد تا توجه آمریکایی ها را به خود جلب بکند.  علت آن هم ساده است . گروهی از گروه های مسلح ایرانی با امثال لدین سعی در به آشوب کشاندن منطقه و خود را نماینده کردهای ایران شناساندن داشتند که مورد تایید سیا و پنتاگون قرار نگرفت.

آمریکا هرگز جدی نگرفت. در ایام حمله سپاه پاسداران برای پاکسازی منطقه کردستان، یکی از نمایندگان دمکرات – گادانی – به مرز روسیه می رود تا آنان را به کمک بطلبد و با این پاسخ سرد و عقلانی روبرو می شود که روسیه قصد دخالت در امور داخلی ایران را ندارد و با حکومت مرکزی گفتگو می کند و آمریکا هم ۱ هفته قبل از ترور قاسلمو برایش – برای نخستین بار -  ویزای ورود صادر می کند! . الان هم برنامه کومله را اصلا نپذیرفت و به قول کسینجر تمایلی برای تحریک آشوب در ایران ندارد.

 

در حالی که کردستان عراق همواره اظهار دوستی و مراودت با سیاست جمهوری اسلامی ایران کرده است. آیا این کمک های علنی تاثیری بر سیاست خارجی اقلیم کردستان با جمهوری اسلامی ایران نخواهد داشت ؟ به‌ گزارش «تابناک»، سالیانه‌ سه میلیارد و پانصد میلیون تومان از بودجه‌ شهروندان خود را به‌ گروهای اختصاص داده‌ است.

 

فعلا این سیاست دوگانه را حکومت منطقه‌ کردستان دنبال می کند و جمهوری اسلامی ایران هم در تعریف مجدد روابط خارجی خود قطعا  نکاتی را در نظر خواهد گرفت. اولین کشوری که هویت اقلیم را رسمیت شناخت ، ایران بود و اولین جایی است که مرز ایران ، عامل اصلی ارتزاق و رفت و آمد و درامد اقلیم است و هنوز از برق تا آذوقه این منطقه و حتی مساله امنیت از ایران ، تامین می شود. بنا براین قطعا اقلیم هم سعی در بازنگری خواهد کرد اما از نظر امنیتی آمریکایی ها هر ماه مثلا به ۱۵۰۰ نفر جمعیت دمکرات سرکشی می کند و در رسانه هایی مانند ماهواره به آنان یاری می رسانند اما بازخورد فعالیت محدود آنها را هم در نظر دارند و حتی بخش امنیتی پنتاگون، مسئولان اقلیم را به کنترل بیشتر آنها فراخوانده است که مبادا در نوار مرزی با ایران، فعالیتی تحریک آمیز داشته باشند. فعلا برای حفظ اقلیم آمریکا حساسیت دارد که منافع وی در عراق با خطر روبرو نشود.

و همانطور که گفتم مساله حمایت دولت ثالث مطرح است که فعلا این گروه های مسلح ایرانی وجود داشته باشند اما روابط فرهنگی گسترده میان کردهای ایران و عراق سبب روشن شدن مردم و مسئولان اقلیم شده است و کاملا با موضوع به طور ارزشی برخورد می کنند و معضل امنیتی به وجود نخواهد آمد. آقایان هم به جای رسیدن به وضع معیشتی کادر مسلح خود – که فکرشان را مسخ کرده اند و حتی اجازه ادامه تحصیل در دانشگاه را هم ندارند – به سفرهای خود به اروپا و آمریکا مشغول اند و جلسه هایی محفلی و میهمانی گرفتن.

 

اما موضوع مذاکره ‌حزب دمکرات کردستان ( شاخه‌ عبدالله‌ حسن زاده‌ و  شاخه‌ مصطفی هجری)، حزب کومه‌له‌ ( شاخه‌ عبدالله‌ مهتدی ، شاخه‌ عمر ئیلخانی زاده‌، شاخه‌ ابراهیم علی زاده‌ )،  پارت آزاد کردستان (علی قازی) ، سازمان خبات کردستان ( بابا شیخ حسینی)، اتحاد شورشگیران ( سمکو یزدان‌پناه‌ ) به عنوان احزاب کردستانی با جمهوری اسلامی ایران مطرح است. سرانجام این گروه ها چه خواهد شد ؟ شاید آمریکا در جهت تشکیل حکومت کردی بخواهد از آنان استفاده کند .

 

جمهوری اسلامی ایران ، و البته هر کشور دیگری، آنها را به عنوان یک سازمان یا نهاد یا گروه کردی می شناسند که پرچم اپوزیسیون به دست گرفته اند و مطلقا از نظر سیاسی و روابط خارجی نمی شود آنها را زبان حال یک جامعه نامید مثلا حدود ۷ میلیون کرد ایرانی دارای این گروه ها باشند هر شهر و روستای ایران نماینده رسمی در داخل پارلمان این کشور دارد و مثلا شادروان آقای ادب نماینده سنندج در کانادا به عنوان نماینده کردهای ایران در یک جلسه سیاست خارجی دعوت شد و درست هم بود زیرا ملزم به رعایت قوانین کشور ایران بود اما وقتی مثلا نماینده آقای حسن زاده به خاطر رسانه ها، با نماینده رسمی دولت اسراییل مصافحه می کند این برخلاف قوانین ایران و حتی عراق است .

در نزدیکی رابطه ایران و آمریکا در دهه فعلی ، سرنوشت این ها هم روشن خواهند شد و آمریکا هرگز منافع خود را در حمایت از گروه های غیررسمی به مخاطره نخواهد انداخت و رشد سیاسی ایران و ترکیه از یک سو و قرارداد امنیتی سوریه و ترکیه و ایران از دیگر سو، اجازه تحقق چنین امری را محال می کند و جامعه جهانی هم تمایلی به این تفکر ندارد. که با استقبال در سازمان ملل روبرو بشود.

 

همیشه شما به زبانی صریح نقد می کنید و شما متهم می کنند که ضد کرد و ضد جنبش ملی گرایی کرد هستید.

 

کدام جنبش؟ من دنبال خیال خام حکومت کردی نیستم. هربار در منازعه های داخلی ایران با محاسبه نادرست و دستخوش هیجان شدن و یا بنا به موقعیت طلبی ، دوباره بر همان ادبیات بیات شده فروپاشی و براندازی انگشت می گذارند - که البته جزو هویت ایشان است -  انگار که هر برنامه ای دارند باید بعد از فروپاشی حکومت باشد. بهار ۱۳۵۸ را که مردم از یاد نبرده اند چه راهکاری برای اداره کردستان داشتند ؟ شاه و حکومتش که رفته بود. الان هم زبان به گله گشوده اند که چرا پس از انتخابات کردستان آرام است ؟ انگار هر چه نا آرام تر و غوغایی تر باشد، به نفع ایشان است.

طبعا در میان مردم آگاه و به ویژه نسل جوان فعلی، این سخنان و وعده ها اعتباری ندارند. و کمترین حرکت آنها به ضرر امنیت و توسعه استان کردستان خواهد انجامید و البته همیشه مردم کردستان از این گروه ها – که من از نامیدن آنها به عنوان حزب، پرهیز جدی دارم – پیشرفته تر و آگاه تر بوده است. و جنبش آزادیخواهی کردها در طی تاریخ ، کمترین ربطی به این افراد ندارد. هر منتقدی مشفق هم اگر زبان به نقد گشود، به ضد کرد بودن متهم می کنند و دیگر کسی نمی پرسد که با این نگاه اغراق آمیز خود را عین یک ملت نامیدن ، چه سودی دارد ؟  برای من رشد و آگاهی و بستر فرهنگی کردستان مهم است. و منافع استراتژیک کردها در مشارکت سیاسی و عقلانیت به دور از احساسات است.

 منبع:كردستان امروز

 



کامیار || 16 / 8 / 2010

سلام ودرود فراوان به دکتر قانعی فر تا انسانهایی همچون قانعی فر در جامعه نباشند وجامعه مورد نقد های تیز بینانه ی خود قرار ندهند جامعه و ملت کرد همچون تاریخ 5000 ساله زیر دست خواهد بود .پیشرفت جامعه مدیون این چنین انسانهایی است. شادکام سربلند باشد.

احمد || 24 / 3 / 2010

ابتدا بگویم كه جریانات ناسیونالیست كرد این بار هم با تناقض موجه شدند. زیرا ابتدا كه ...سیاست گذاشت٬ خیلی از احزاب ناسیونالیست او را هلوا هلوا كردند. اكنون متوجه میشوند كه با زهم كلا سرشان رفت. ....

a.aso || 12 / 3 / 2010

بیان و به قلم کشیدن رویدادهاو اتفاقات روزگار کار هر مرد نیست ،خرد و اندیشه پاک و به دور از تعصبات و غرض ورزی کمک شایانی به اهل قلم می بخشد تا وقایع و اتفاقات را آنچنان که بوده نه آنچنان که به میل وڕغبت نویسنده است ،یا برای رضایت ارباب و حاکمان نوشته شود. تا ابد نام تو در ذهن و یادها از خاطر و مخیله ما می ماند ،این خوش خدمتی های تو وامثال تو در طول تاریخ کم نبودند و کم هم نیستند ،تاریخ دلقکهای هم چون تو را بسیار دیده، اما حرکت به جلو وبه سوی افقهای دور هیچ مانع ورادعی را در پیش راهش تحمل نخواهد کرد . طفلک و بازیچه دست ناپاکان تاریخ و قصابان روزگار ، یاما سر خصم راکوبیم به سنگ یا اوسر ماراسازد به آونگ

karwan || 19 / 2 / 2010

اقای قانعی ‌فرد سلام، در بیابان بی‌تفکری و در سرمای بی هویتی هر ایدیی بی پایه و اساس و هر لباسی هویتی میتواند در گر د و خاک این بیابان و در این سرمای سوزناک روشنی بخش و گرما زا باشد. تعریف شما از جنبش کوردستان و مبارزات سخت مردمان این دیار تحریفی بیش نیست. شما هم همچون سران جمهوری اسلامی یک جنبش ازادیخوانه را که ریشه‌های عمیقی در بن جامعه‌ کوردستان دارد را به یک حرکتی توسریخور و وابسته به بیگانه معرفی میکنی که در واقع فریبکاری چندش‌اوریی است که تنها در بیانان بی تفکریی و در سرمای بی هویتی کسانی خریدار دارد که در ان گرفتار شده‌اند. وگرنه چگونه می توان به همین اسانی در باره یک جنبش و مبارزات سخت یک ملت اینگونه نگاه‌کرد. مردم کردستان (یعنی ملت کورد) با سر کار امدن جمهوری اسلامی بدونه هیچ گونه تزلزل و دلهریی خواسته و نیازهایی سیاسی و ملی خود را در پیشگای عالی مقام خمینی و اخوندهای قم فورموله کردن و در انتخاباتی ازادانه و دمکراتیک به‌ نمایندگان خود رای دادن. نمایندگانی که بعدا رهبران همین جنبش و خواسته‌ها شدن که مردم کوردستان خواهان و پشتیبانش بودن. مردمی که رایی دادن، نه نوکر رژیم عراق بودن و نه سرسپرده امریکا. نمایندگانی که رایی اوردن نه بیگانه و نه خودفروخته به بیگانه‌گان. اینان فرزندان این اب و خاک بودن که کوردستان نام دارد نه استان کوردستان! جواب رژیم به خواسته‌های مردم کوردستان چنگی مقدسی بود که از زبان امام بزرگوارتان بیان شد و تنها هدفش از میان برداشتن و سرکوب احزاب به قول شما و امام بزرگ، وابسته به استکبار جهانی نه بود، جنگ برای سرکوب و از بین بردن هر نوع تفکر و اندیشه‌ی سیاسی و ازادیخونه‌ی بود که هویت سیاسی مردم کوردستان را نمایندگی میکرد. تفکر و اندیشه‌ی که از بتن جامعه‌کوردستان و در دل و عقل هر انسانی کوردی که هویت و ارزشهای خود را پاس میدارد، برخواسته‌ و هست. هر جنبش و حرکت سیاسی و مردمی و احزاب ان بدونه شک در میدان سیاست حق بدونه چون و چرای خود میداند که برای پیروزیی خود روابتی سیاسی و دیپلوماتیک در رده‌های داخلی، اقلیمی و جهانی درست کند. چرا باید برای سرکوبگران جنبش کوردستان این حق مشروع باشد که با هر جریان و دولتی بشیند و فکر از بین بردن ان را بکند ( همچون نشستهای ایران، ترکیه، سوریه و اعراق) ولی برای ما کردها گناهی کبیره است اگر خواسته‌های خودمان را به جهانیان، به‌ دولتها و نیروهایی دیگر معرفی نکنیم و از انها بخواهیم از ما پشتیبانی بکنند؟ مردم کرد و جنبش کوردستان و همه‌ نیروهایی کردستان بر اساس احترام و ارزش متقابل میتوانن با هر کس و نیرو و دولتی بشینند و خواسته‌ها و روابت خود را تنزتم کنند. اقای قانعی فرد با یک بینش بسیار کودکانه به جهان سیاست مینگرد و فکر میکند همچون کودکی که نگاهش تنها به پدر و مادرش است و از انان کمک میخواهد، باید ما کردهاهم تنها به پدر و مادر بزرگوارمان ایران نگاه کنیم و هر نوع کوششی بدور از این محور خیانت و وابستگی است. این داستان سرایی و تحلیلهای بی پایه و اساس نه تنها ڕاگشا و کاربردیی ندارند، بلکه متفکران چنین بینشهایی را به ابزاریی تبدیل میکنند در راستای کوبیدن یک جنبش ازایخواهانه‌ی ملی. اقای قانعی فرد، شما لازم نکرده که خواب خواب دولت کوردی را ببین ولی خواهشی از شما دارم که میهن کردها را تنها در بیدرایی خودتان به استان کردستان محدود نکنید. چون کسی که در بیداریی اینجوری ببیند، خوابهایش خیلی پریشانتر است. موفق باشید.

سمند || 14 / 2 / 2010

عرفان عزیز در نمایشگاه کتاب می دانم جلد دوم کتاب مام جلال با استقبال روبرو خواهد شد اما ارزومندم که خودت هم باشی و برایم کتابت را امضا کنی از صراحت لهجه ات نیز همیشه لذت برده ام ایامت بکام و عمرت دراز بادا

karim || 12 / 2 / 2010

عرفان همینقدر کرد است کە با شمشیر زهر الودش بە سینە کردستان فرو کند و گرنە هیچ کردی چنین سخنانی کە از سینەای پر کینە دشمنان سرچشمە میگرد بە زبان نخواهد اورد. ....

rozgar.snay || 6 / 2 / 2010

جناب آقای قانعی فرد من نیز در آغاز از موافقین جناب عالی بودم قطعاً مرا خوب می شناسید من م.ن هستم و این موافقت قطعاً ریشه در دو سال همکاری تنگا تنگ ما نیز دارد !! اما می خواستم شما هم در جریان باشید که این همفکری اینجانب با شما و همکاری بنده و .... خاتمه یافته ! یادتان هست چند سال پیش درآن رستوران دنج فرمودید که احزاب اپوزیسیون با آنها مذاکره می کنند چرا ما نکنیم . یادتان هست با هم کجا ها رفتیم عرفان جان یادتان هست به قول شما آن ((هم آوایی مقطعی)) به کجاها رسید عرفان جان خودت هم می دانی که من همه چیز ....می دانم از ..... بگذریم و آن .... ! آما دیگر قرار نبود دیگر هر چه می نویسی از .... به ....شود . زیرش هم نزن .....اما به رسم .... من دیگر ایران نیستم لطفاً با من تماس بگیر

اردلان || 6 / 2 / 2010

من با بعضی از نکات دوستان موافقم. اما می دانیم که کاک عرفان حکومتی نیست اما چرا حرمت حکومت را دارد کسی نمی داند ..... او با مقامات طراز اول حکومت جمهوری اسلامی ایران هم درباره کردها و کردستان گفتگو کرده اما چرا منتشر نمی کند نمی دانم ..... روابط عمومی خوبی داشت قبلا اما سالهاست که فعالین کردستان او را نمی بینند.... یک پایش آمریکا - یک پایش اروپا و یک پایش ایران و عراق.... فرصت های عجیب و غریبی دارد.... اما آیا در آینده او را بهتر خواهیم شناخت ؟ خدا را شکر که تاکنون بی آزار بوده و استقلال خود را حفظ کرده که امیدوارم در آینده هم چنین بماند.

چالاک || 5 / 2 / 2010

سه مورد در این مصاحبه برای من جالب هستند یک اینکه نام فعالین کورد را بدون پیشوند اقا ذکر می کنند ولی در مقابل اسم اقایان رضایی و حعفری و.. را با پیشوند محترمانه اقا اشاره می کنند و دیگری اینکه ادبیات این نوشتار است، که برا هر کس عیان است ایشان چه کینه ای در درون دارند که نمی دانم سرچشمه ان چیست و دیگری انکه منبع این مصاحبه سایت " کردستان امروز " است که با یک نگاه سطحی و گذرا می توان متوجه اهداف ان شد . در هر صورت لازم می دانم دوستان تحلیگر در حوزه سیاسی باید اظهار نظر کنند تا آنکه جوانانی که اقای قانعی فرد اشاره کرده اند با واقعیتها اشنا گردند .

امیر رضا منتظمی || 5 / 2 / 2010

مطلب ساختارشکنانه جالبی بود . اما وقتی به داخل کتاب هاب تاریخی کاک عرفان رجوع می کنی خبری از این سخنان تیز نیست خصوصا جلد اول کتاب پس از 60 سال. من فکر می کنم این سیاست راهبردی اوست و شاید نشانه هوشمندی .... نمی دانم اما به هر حال برایش ارزوی موفقیت دارم

کورش له‌ ئیلامه‌ وه‌ || 5 / 2 / 2010

من ته‌ نها ده‌ ڵێم خوا .... عرفان و هاوبیره‌ کانی بکات ، به‌ داخه وه‌ ئێوه‌ ل.... ، خوا ....

ره‌شید ئه‌زیزی || 4 / 2 / 2010

بۆچوونی چی وشتی چی؟ئه‌و کابرایه‌ ته‌نیا دژی حیزب وسازمانه‌کان نیه‌.ئه‌و له‌بنه‌ره‌ت رادژی سه‌رجه‌م ویستوداخوازیکانی گه‌لی کورده‌......

ڕێباز || 4 / 2 / 2010

ئه‌م کاته‌تان باش له هه‌موو کۆمه‌ڵگایێکدا که‌سانێک هه‌بوون و هه‌ن که شوناسی نه‌ته‌وه‌‌یی، به‌رژه‌وه‌ندی به‌رزی نه‌ته‌وایه‌تی خویانیان به‌ لاوه‌ گرنگ نیه و ته‌نانه‌ت چه‌ندیش یان بو بکرێت دژایه‌تی ده‌که‌ن. بو نموونه زۆر دوور نه‌ڕۆین هه‌ر له باشووری کوردستاندا، که‌سانێک وه‌ک طه یاسین ڕه‌مه‌زان و شێخ جه‌عفه‌ر و طه مه‌عرووف هه‌موویان له نه‌ته‌وه‌ی کورد بوون و که‌چی وه‌ک خویان ده‌یانگۆت خوێنی عه‌ره‌ب له ده‌ماره‌کانیاندا بوو. ئه‌م …. که نێوی خوی ناوه مێژووناسی کورد و ساڵانێکه که بو خزمه‌ت به لایه‌نێکی تایبه‌تی به‌دوای ئه‌وه‌دا وێڵه تاکوو به‌ڵگه‌ی وای ده‌ست که‌وێت تاکوو بیسه‌لمێنێت، که کورد نه‌ک هه‌ر نه‌ته‌وه‌ نیه، به‌ڵکوو ئه‌و مافانه‌ش که هه‌یه‌تی له سه‌ری زیادن. …... ده‌نا من پرسیارێکم ده‌خه‌مه‌ ڕوو: چه‌ند رۆژنامه‌ نووس و لێکۆڵێره‌وه‌ری ئێرانی یا کورد تا ئێستا توانیویانه له ئێرانه‌وه بێنه لای حێزبی دێموکرات و له‌ گه‌ڵ ڕێبه‌رانیدا وتوووێژ بکه‌ن و بگه‌ڕینه‌وه ئێران و بڵاوی بکه‌نه‌وه ؟؟!!! "…. عرفان" ده‌ڵێ: جیلی نوێ کوردی ڕۆژهه‌ڵات له‌وه‌ زیره‌کتره وه‌دوای باوه‌ڕ‌‌کانی ئه‌حزابی کوردی بکه‌وێت. ئه‌ی باشه ئه‌وانه‌ی که ئێستا ڕۆژانه له زانکۆکان و شارو دێیه‌کانی کوردستاندا له سه‌ر ئه‌ندامه‌تی له حێزبه‌ کوردیه‌کاندا ده‌گیرێن و له سێداره‌ ده‌درێن لای … عرفان وه‌ک جیلی نوێ کوردی ڕۆژهه‌ڵات حێسابیان بو ناکرێت؟؟!! خو ئه‌گه‌ر قسه‌کانی …عرفان توسقاڵێکیش ڕاستیان تێدا بایا، چۆن ڕۆژی شه‌هید بوونی ڕێبه‌ری حێزبی دێموکرات، گه‌لی کورد له ڕۆژهه‌ڵات یه‌کپارچه مان ده‌گرێت؟!! یان ئه‌گه‌ر به قسه‌ی " عرفان" حێزبه‌کانی ڕۆژه‌ڵات قه‌د له لایه‌ن حکوومه‌ته دڵخوازه‌که‌ی ئه‌وه‌وه به جیدی وه‌رنه‌گیراون، ئه‌دی بو ڕیبه‌ره‌کانی حێزبی دێموکرات له دڵی ئۆرووپادا له لایه‌ن پیاوانی حکوومه‌ته‌که‌ ….تێرۆر کران و کۆماری ئێسلامی ئێران به قووڵایی 200 کیلۆمه‌تر هێزی هێنایه‌ باشووری کوردستان بو له‌ ناوبردنیان؟!! من لێره‌دا به‌ ته‌مای وتار نووسین نیم، ده‌نا ده‌یان پرسیاری دیکه‌ش هه‌یه که رووبه‌ڕووی … عرفان بکرێته‌وه که به‌ دڵنیایه‌وه تاقه به‌ڵگه‌یێکی سه‌لمێنه‌ریشی بو بۆچوونه‌‌کانی پێی نیه. دیاره من پێم وایه هیچ کوردێکی دڵسۆز حێساب بو ئه‌م قسانه‌ی … عرفان ناکات و ڕۆڵه‌کانی نه‌ته‌وه‌که‌مان وه‌ک ئه‌و ده‌ڵی زۆر له‌وه‌ی زیره‌کترن‌ که … عرفانه‌کان به چه‌واشه‌کاری مێژوو به‌لاڕێیاندا به‌رێت. به‌ڵام من له‌و باوه‌ڕه‌دام که هیچ کوردێکی نیشتمانپه‌روه‌ر حێسابی کورد بوون بو ئه‌م …. کورده ناکات و ئه‌ویش ئه‌وه چاک ده‌زانێت و بویه‌ش جێی خوی له ته‌نیشت دوژمنانی به‌ خوێن تینووی نه‌ته‌وه‌که‌ماندا بینیوه‌ته‌وه. سپاس

Taha Hassaniani || 4 / 2 / 2010

با درود به عنوان یک روزنامه نگار کرد ایرانی و یک فعال اجتماعی مایلم به یک- دو نکته اشاره داشته باشم. اول اینکه این اصل دمکراسی است که هر کس همان طور که می اندیشد، اظهار نظر کند و آقای قانعی فرد نیز از این حق طبیعی مثل هر کس دیگری برخوردار است. دوم اینکه برای من خبرنگار این سئوال پیش می آید که چگونه است که آقای قانعی فرد وقتی از سیاسیون کرد در کردستان عراق صحبت می کند تا به این حد لبه تیز انتقاد را متوجه آنان نمی کند آیا زمانی که اپوزیسیون کرد ایرانی به عنوان پشت جبهه از عراق استفاده می کردند برادران کرد آن سو هم این کار را نمی کردند؟ برای کسی که اندکی به وضعیت کردها در خاورمیانه آشنا باشد دلائل و انگیزه های آن روشن است و گمان می کنم محققی مثل آقای قانعی فرد از آن مستثنی نیست؟ دوم اینکه با توجه به تحصیلات و آگاهی ایشان ادبیاتی که در اظهاراتشون به کار می برند برایم تامل برنگیز است، چون نمی توانم بپذیرم ایشان جوان هستند در فضایی پرورش یافته اند که پیرامونش این ادبیات بوده است. این با شغل ایشان که یک محقق هستند در تناقص است، خصوصا اینکه ایشان یک پایشان اروپا-آمریکا و ایران است. سوم اینکه ایشان فضای جوامع آزاد را می شناسند ( بعلت حضور و سفرهای زیاد) پس چگونه است که یک روزنامه نگار یا نویسنده همین جوامع آزاد که زیاد هم در مورد کردها نوشته اند. وقتی نوشته هایشان را می خوانی ضمن اینکه به ضعف ها و کاستی های مردم و مبارزه کرد اشاره دارند به نکات قوت و واقعییات مثبت آن هم می پردازند. چگونه است که در نگاه محققی مثل آقای قانعی فرد این چنین یک طرفه به صورت می گیرد. سوم اینکه به عنوان کسی که اندک بیش از دو دهه است در خارج از سرزمینم زندگی می کنم و به لحاظ کارم قوائد بازی را در این گونه فعالیتها تا اندازه زیادی بلدم شیوه نگارش یا گفتار هموطن محققم برایم قابل قبول نیست. من باور دارم که ایشان پا در راه سختی گذاشته اند و به نکات مهم و گاه "تابو" هم اشاره دارد. ولی در خوشبینانه ترین حالت می توان گفت که ایشان به مثابه نویسنده و محققی تازه کار در ابتدای راه هستند و در آینده امیدوام شاهد کارهای توانمندی از ایشان باشیم. همه ما از جایی شروع کرده ایم و بعضی به رشد و کمال رسیده اند. من بدون منظور و تعنه همین آرزو را برای ایشان دارم.

فرهاد || 4 / 2 / 2010

با تشکر از شما که این مصاحبه را انجام دادید آفرین آقایی قانعی فر! واقعإ ... ضد کرد چه سودی برای تو دارد؟ متأسفم برای افردی مثل آقایی حسن زاده‌ که‌ در گزشته به‌ شما راه دادن که‌ به‌ محل سکونتشان برید! حیف در کردستان کردهائی مثل شما پیدا میشن. ....


بۆچوونت له‌سه‌ر ئه‌م بابه‌ته‌ چییه‌؟
ناو:
 
ئیمه‌یل:
   
 

تکایه‌ به‌ کیبۆڕدی یونیکورد بنووسه
یاداشت
آمار جنایات در کردستان در چند ماه‌ اخیر به‌ نقل از منابع خبری ایران
سقوط جمهوری اسلامی متضمن ثبات و شکوفایی حقوق بشر
موج سبز کیش و مات!
لایحه

کۆنگره‌ی 14ی حیزبی کۆمۆنیستی ئێران- کۆمه‌ڵه‌
گفتمان
مصطفی هجری: جمهوری اسلامی ایران ادعای رهبری دنیای اسلام را دارد
ابولحسن بنی صدر: کردها هر جا زندگی کنند از دید این جانب ایرانی بشمار میروند
ڕێوڕه‌سم
راپۆرتی كۆتایی هاتنی پێنجه‌مین ده‌وره‌ی سیاسی كادری یه‌كیه‌تی لاوان
وته‌ی شێخ جه‌لاله‌دین حسه‌ینی له‌دوایین كۆنگره‌ی‌ سازمانی‌ خه‌باتدا
دیکۆمێنت
ده‌قی کۆنفرانسه‌که‌ی PAK و hdk سه‌باره‌ت به‌ هه‌ڵبژرادنه كانى‌ ئێران
ليستى زيندانيانى سياسى ئيران لة سالى 1387